وهابیت
هیچ گونه حقیقتی در این آیین نیست. این آیین یک مرام سیاسی بیش نیست که توسط افکار پلید دشمن و ایادی نحس کفار جهت براندازی شوکت و عظمت اسلام و با هدف فساد و تباهی مسلمین تدوین و تأسیس شده است. فرمایش گهربار حضرت رسول اکرمصلي الله و عليه وسلم در1400سال و اندی قبل و پیش بینی پیدایش شاخ شیطان و فرقه های وهابیت برای ما ثابت می کند که هیچ گونه حقیقتی در این گروه شیطانی وجود ندارد. ترک سنت رسول خدا از علایم و نشانه های وهابیت است.
وهابیت چگونه راهی است؟
راه آنان موحد انگاشتن خویش و مشرک و کافر و مشرک پنداشتن دیگران است. آنان از اولیا و مجتهدین پیشین عیب جویی کرده و همه ی مسلمانان جهان را مشرک می شمارند. آیینی را که پیش از 1400 سال پیش تاکنون به سان خورشید عالم تاب پرتوافشانی می کند خرافات می پندارند. وهابی ها هیچ دشمنی به غیر از مسلمانان ندارند زیرا مسلمانان همگی نزد آنها مشرک محسوب می شوند.
سخنان و حرف های مسموم وهابی ها:
آنها می گویند طلب یاری و کمک از غیر خداوند شرک بوده و شخص نیز مشرک می گردد. آنها می گویند شرک غیر مسلمانان و کفار از شرک مسلمانان امروزی کمتر است، آنها می گویند حضرت آدم و حضرت شیث(ع) از جمله ی پیامبران نیستند. آنها می گویند مسلمین امروزی شرک را به عنوان مذهب اختیار نموده اند. وهابی ها می گویند مشایخ و اولیا الله و صاحبان طریقت همگی مردم را به شرک و کفر دعوت می کنند. آنان می گویند مقبره ی حضرت شیخ سیداحمد بدوی در مصر، بت بزرگ در دیار مصر است و آنها می گویند هر کس اولیای خدا و مشایخ را ندا کرده و بگوید یا امام رضا، یا بهاءالدین به دادم برس و به یاریم بشتاب آن شخص کافر گردیده، و از دایره ی اسلام خارج می شود و اگر از گفته ی خود توبه نکند کشتن او لازم می گردد. وهابی ها کسانی را که، یارسولصلي الله و عليه وسلم فیا ولی ویا پیر بگوید آشکارا مشرک و کافر می پندارند. آنها می گویند مذاهب فقهی همگی خرافات است. مذاهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی بدون استثنا همگی باطل و بیهوده هستند و دین اسلام همه ی مذاهب فقهی و طرایق صوفی را نمی پذیرد، اسلام آنها را نمی شناسد و رسول خود را از آنان بیزار گردانیده است. وهابی ها کسانی را که به یکی از مذاهب فقهیه و طرایق صوفیه پایبند و معتقد باشد ، مسلمان نمی شمارند و موحد و یکتاپرست نمی دانند و باز آنها می گویند مقلد یک مذهب خاص بودن، گمراهی است. مذاهب همگی عوامل جدیدی هستند که مردم را به سوی گمراهی و ضلالت سوق می دهند. دشمنی وهابی ها با ما این چنین است. از مکر و حیله ی دشمنان خود آگاه باشید. همانگونه که علم وهابی ها اندک است، عقل آنها نیز بسیار کم است. فقط با یک حرف، حکم به تکفیر همه ی مسلمین جهان می کنند (نعوذ بالله من ضالک). به اعتقاد آنها هیچ مسلمان و موحدی به غیر از خودشان وجود ندارد. پس چگونه می توان با آنها به توافق رسید؟ چگونه می توان با آنها هم فکر و هم رأی شد؟ مسلمین به راهی هستند و آنها به راهی دیگر. آنها می گویند عصای دستم بهتر ازمحمّدصلي الله و عليه وسلم است، زیرا با آن عصا می توان حیوانات موزی را از خود دور کرد، اما محمّدصلي الله و عليه وسلم مرده و هیچ نفعی از ایشان به جا نمانده است. کسی که نسبت به سرور دو جهان، محبوب پروردگار عالم، حضرت محمدصلي الله و عليه وسلم ، به اندازه ی یک چوب دستی ارزش قائل نشود، چگونه می توان آن را مسلمان نامید. آنها به اهانتی که به صاحت مقدس حضرت رسول اکرمصلي الله و عليه وسلم روا می دارند، از بخشش الهی محروم خواهند بود. وهابی ها در فساد عقیده هیچ گونه نظیری ندارند، آنها می گویند گناه کسانی که بر پیامبر اکرمصلي الله و عليه وسلم صلوات می فرستند، از گناه زن فاحشه و بدکاره بیشتر و سنگین تر است. آنها می گویند کنیزک صغیره و خدمتکار نسبت به راویان صحیح بخاری راستگوتر است.عزیزان به جسارتی که به راویان و به شخصیت های صحیح بخاری روا می دارند توجه کنید، به کتابی که نزد اکثریت علمای اسلام، مهم ترین سند دین اسلام پس از قرآن است، این چنین توهین و جسارت وارد می سازند. آنها پایبند هیچ عقیده ای نیستند. هر روز به شکلی در آمده و با رنگ کفار متلون می گردند. از این کردار آنها متوجه می شویم که آنها حقیقتا فرقه ای هستند که بر ضد دین اسلام، ساخته و پرداخته شده اند. حقا که در گمراهی گوی سبقت را از شیطان لعین ربوده اند.
علامات و نشانه های این گروه:
شخص وهابی همیشه و در همه حال حرف از توحید می زند، از توحید سخن می گوید و خود را موحد نشان داده و مردم را به توحید دعوت می کند. هدف آنها از این کار شرک شمردن طرف مقابل است زیرا مسمین در فرضیت توحید هیچ گونه شکی ندارند. مسلمانان همگی موحد هستند پس بدون مشرک انگاشتن طرف مقابل، دعوت به توحید، یکتا پرستی بی معنی است. پس هر گاه شخصی با خواندن آیه ی توحید مردم را دعوت به یکتا پرستی نماید قطعا بدانید که آن شخص وهابی است. شخص وهابی از مذاهب عیب جویی می کند، به شخصیت های بزرگ مثل امام اعظم ابو حنیفه طعن کرده وبه مجتهدین ناسزا می گوید. شخص وهابی از طرائق صوفیه عیب جویی کرده و منکر صوفی گری است. اگر شخصی از بدعت بودن مذاهب سخن بگوید، قطعا بدانید که وی وهابی است. شخص وهابی می گوید فقط از خداوند طلب کمک کنید و از غیر آن به هیچ وجه استمداد نطلبید، به زیارت قبور اصلا نروید و اگر شحصی بگوید استمداد ازاولیاءخدا، شهدا وسادات به منزله ی عبادت آنهاست، اثبات شریک برای خداوند است ولباس و وسایل شخصی اولیاء خدا و بزر گان را تبرک نکنید و مرده ها نمی توانند هیچ گونه سودی به شما برسانند قطعا وهابی هستند. آنها می گویند نزد سادات و اولاد رسول الله صلي الله و عليه وسلم و نوادگان ایشان نروید و به اولیا خدا و مرشدین طریقت تمسک نکنید و خوردن غذای میت حرام است و اسقاط میت صحیح نیست. آنها می گویند جشن گرفتن روز تولد حضرت رسول اکرمصلي الله و عليه وسلم صحیح نیست و خواندن مولودنامه های ایشان بدعت است وخواندن نماز شب قدر؛ شب برائت و دیگر شب های با فضیلت همگی بدعت است.
وهابی ها به سه دسته تقسیم می شوند:
1-وهابی جلیع: این نوع وهابی بودن بین مردم آشکاراست و عقیده ی خود را از هیچ کس پنهان نمی کند. وآشکارا می گوید مذاهب فقهی همگی بدعت است و صوفی گری گمراهی است و این مطلب رابه صراحت در روزنامه ها و مجلات و کتاب ها نوشته و بدین وسیله مردم را به گمراهی دعوت می کند. ضرر و زیان اینگونه وهابی کمتر از دو نوع دیگر است. زیرا انسان عاقل سخنان کسی را که از مذاهب خود عیب جویی کرده و به مسلک خود توهین می کند، هیچ وقت نمی پذیرد به حرف های آن گوش فرا داده و از راه راست منحرف نمی شود.
2-وهابی خفی: بسیاری از مردم این نوع وهابی را متوجه نمی شوند. این شخص در باطن خود هیچ گونه اعتقادی به مذاهب فقهی ندارد و منکر طریقت است. بسیاری از مردم به اعتقاد آنان مشرک و کافر به شمار می روند اما با این وصف نیز، وهابی بودن خود را به مردم بروز نمی دهد. همیشه خود را مذهبی نشان داده و درسخنان از ائمه و مجتهدین به خوبی یاد می کند، اما در هر فرصت مناسبی وهابیت را تبلیغ کرده و به افرادمعتمد و مورد اطمینان خود خواندن کتاب های وهابی را توصیه می کند . بدین طریق مردم را گمراه می سازد. از این نوع وهابی بسیار بر حذر باشید.
3-وهابی قبیعی: این نوع وهابی با حماقت و نادانی خود فرق وهابی و غیر وهابی را ندانسته وبه رنگ وهابیت در می آید. این نوع گمان کرده مقلد بوده و به مجتهدین و فقها معتقد است. از اولیا و مشایخ به نیکی یاد می کند، اما تصور می کند که وهابی ها در پاره ای از مسائل با مقلدین اختلاف نظر دارند، ادعای این شخص حنفی یا شافعی است اما عمل وی عمل وهابیت است، کتاب هایی که می خواند وتدریس می کند و کتاب های حنفی یا شافعی است اما حرف های وی حرف های وهابی است. نمی داند که در ضلالت و گمراهی سرگردان است. ازاین نوع بسیار احتیاط کنید.
این سه نوع وهابی چه گونه مردم را از راه راست گمراه می سازند؟
اولین نوع وهابی به وسیله ی اقتدار سیاسی و امکانات مالی ، مردم را گمراه می سازد.
دومین نوع به وسیله ی مکر و حیله ی خود، انسان ها را فریب داده و مردم را گمراه می سازد.
سومین نوع وهابی با حماقت ونادانی خود آفت و مصیبت بزرگی برای دین می شوند.
حاصل کلام، وهابی ها همانند کرمی هستند که به ریشه اسلام حمله ور شده اند. اسلام هیچ وقت از غیر مسلمانان شکست نخواهد خورد. اسلام را مسلمان نماها نابود خواهند کرد.
وهابیت جز سرابی بیش نیست، به امید دست یابی به آب، به سوی این سراب پیش نروید. حقیقت فقط و فقط در راه وآیین قدیم ما در مذاهب ائمه واسلاف ما است و بس.
امیدوارم خداوند متعال همه ی ما را از دام های این گروه شیطانی محفوظ داشته، واعتقادات ما را پاک و سالم نگه دارد.
وبلاگ باران آرزوی دیرینه ی جونان هم اندیش كردستان است که افتتاح شد .